يحيى دولت آبادى

419

حيات يحيى ( فارسى )

( 5 ) نبايد فراموش كرد حكومت روحانىنمايان را در اين مملكت كه بنام رياست روحانى خود را اولى به تصرف در اموال و اعراض بلكه نفوس خلق ميدانستند و با همه چيز ملت بازى ميكردند به حدى كه بيداران ملت در اقليت كاملى كه داشتند در فشار تهديد دائمى آنها بودند و عقب ماندن ايران از قافله تمدن دوران دو قسمت از سه قسمت بار گناهش بدوش آن شيادان از خدا بى خبر بود و يكقسمت از سه قسمت بدوش بىلياقتى حكومتهاى وقت و باعتبار اينكه اگر بىلياقتى حكومتها نبود يكمشت مردم بىهمه‌چيز بنام خدا و آسمان هرقدر هم كه ملت نادان بود نميتوانستند اينطور بر جان و مال و عرض خلق تسلط بيابند مىشود برعكس گفت و دو قسمت از بار گناه را بدوش حكومتهاى بىقابليت نهاد و يكقسمت را بدوش روحانىنمايان و بالاخره همه را بدوش بيخبرى ملت كه حكومت هم نمايندهء لياقت اوست بهرصورت حكومت نظامى حاضر ايران قوت و قدرت روحانىنمايان را درهم شكسته در خانه آنها را بربسته است و در عمليات كه مىكند مخصوصا در قسمت بيرون آوردن زنان از زندان چادر سياه و داخل كردن ايشان در جامعه شغل و كار مجلس شورايملى بهرصورت بيمعنى هم كه باشد براى حكومت در مقابل عوام و روحانىنمايان پناه‌گاهى محسوب ميگردد . ( 6 ) يكى از مواد قانون اساسى اين است كه مجلس شورايملى تعطيل‌بردار نيست و حفظ اين ماده گرچه بصورت‌سازى بوده باشد بهتر از اين است كه با آن مخالفت صريح شده باشد . در مقابل كسانى كه معتقدند اين صورت اگر نميبود بهتر بود دلائلى دارند كه عمدهء آنها دو دليل است . اول آنكه اگر عنوان حكومت استبدادى بود براى مدافعه از قانون اساسى و حكومت ملى افكار زودتر و بهتر بهيجان ميآمد و در مقام احقاق حق قانون برميآمدند . دوم آنكه بعضى امتيازها كه بخارجه‌ها داده شده و از مجلس نگذشته بوده است صورت قانونى نداشته و همه وقت براى ما جاى اعتراض باز بوده است اما وقتى از اين مجلس گذشت ديگر جاى اعتراض باقى نخواهد بود مخصوصا در قسمت تمديد مدتها كه دربارهء بعضى از امتيازها شده و شايد بر نفع مملكت نبوده است چنان كه